محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

312

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شعر بر آن شد كه بار دگر از نفاق * به آن قوم گمره كند اتفاق به امداد آن خيل دور از صواب * بملك جهان افكند انقلاب ندانست كاين آرزوى محال * كه صورت نبندد مگر در خيال ، كسى را درين عهد مقدور نيست * اگر سر درين سر كند دور نيست . بعهد همايون عباس شاه * كه آورد خلق جهان در پناه كسى را چه امكان راه خلاف * اگر خود بود فى المثل كوه قاف بيك برق شمشير خصم آزماى * فرو ريزد از هم درآيد ز پاى و چون در مبادى حال ، بىتأمل و تفكر قدم استيلا و استقلال ، بر پايهء اعلاى اين مرتبهء رفيعه نهاد ، لا جرم پاى ثبات و قرارش به زودى متزلزل گشته ازين منظر لازم الخطر به زير افتاد . شعر ز بس تند بر شد برين نردبان * فتادن همان بود رفتن همان چو بالاتر از جاى خود جاى خواست * فتاد آنچنان كو دگر برنخاست ملخص سخن آنكه ، چون كيفيت جرأت و جسارت محمد خان بوساطت امراء و مقربان بارگاه فلك آستان مسموع نوّاب پادشاه جهانيان گرديد ، شعلهء آتش خشمش كه « نارا ذات لهب » شراره‌ايست از آن ، زبانه بر اوج [ 172 ] زبانا كشيد و على الفور به انهدام بناى حيات و انعدام وجود خان جلالت صفات « 1 » اشاره فرمود و باستصواب اعتماد الدولة العليه ، فرّخ بيگ تركمان را در خلوت طلب داشته با او مواضعهء قتل خان كردند و نوّاب اعتماد الدوله ، به فرخ بيگ گفت كه نواب جناب « 2 » جاى محمد خان را با تمامى جهات و اسبابش ، به تو ارزانى داشت به شرط آنكه چون

--> ( 1 ) - م : جلالت مكان . ( 2 ) - م : نواب همايون .